آشنایی با امامزاده یحیی در همدان
امامزاده یحیی در محلهای به همین نام در حاشیه شمالی بلوار آیتالله مدنی شهر همدان قرار دارد. این بنا دارای دو ورودی میباشد که یک درِ آن به داخل کوچه و درِ دیگر به بلوار باز میشود. ورودی اصلی این امامزاده در ضلع غربی دارای سردری قوسدار و دو مناره ساده است. در هنگام ورود به حیاط، طاقنمای زیبای ورودی امامزاده دیده میشود که دور تا دور آن آینهکاری شده اما در برخی قسمتها از بین رفته است. در چهار گوشه جبهه خارجى ساختمان مقبره، راهپلههایى براى دسترسى به حجرههاى طبقه دوم و پشتبام وجود دارد.
بقعه در وسط حیاطی بزرگ و مستطیل شکل قرار دارد که دیوارههای شمالی، جنوبی و شرقی، آن را محصور کردهاند. مقبره دارای پلان مستطیل شکل و دوطبقه است و در هر ضلع آن ایوانی کشیده شده است که با یک ورودی قوسدار به داخل بقعه راه مییابد. ورودی اصلی که در ایوان غربی قرار دارد، آینهکاری شده است و در آن اشعاری از محتشم کاشانی و ذکر نام پنج تن و تاریخ 1306 به چشم میخورد.
داخل بقعه، حرم مربع شکل بزرگى به ابعاد 6 متر در وسط قرار دارد. در میان حرم، ضریح چوبى به طول 260 و عرض 182 و ارتفاع 108 سانتىمتر روى پایه مرمرى از سنگهاى قدیمى قرار دارد که در حدود 15 سانتىمتر ارتفاع دارد. در داخل ضریح صندوقى به طول 174 سانتىمتر و عرض 1 متر با ارتفاع 104 سانتىمتر قرار گرفته است. در دو سوى طول صندوق، منبتکاریهای زیبایی انجام شده که به قرنهاى هشتم و نهم هجرى قمری مربوط است.
در کتیبههای این بنا نوشتهای که مشخص کننده صاحب بقعه و زمان احداث آن باشد، دیده نمیشود و بر روی قبر امامزاده نیز، سنگ نوشتهای وجود ندارد اما بر اساس سنگ عقیق مرمرینی که چند سال پیش از زیر خاک بیرون آورده شد و اکنون بر روی دیوار بقعه نصب شده است، صاحب مزار یحیی نام دارد.
با توجه به تزئینات بنا، به نظر مىرسد این بنا از آثار سدههاى هشتم تا دهم هجرى قمری است و رواق آن را در دوره صفویه بر اطراف آن افزودهاند.دیوارکشی حیاط و ایجاد طاقنماهایی در دیوارها و آینهکاریهای آن نیز در دوره قاجاریه انجام شده است. نسب این امامزاده با هشت واسطه به امام حسن مجتبی(ع) میرسد.
در سمت شرقی حیاط مسجدی است با شبستان بزرگ که قبلاً جزو حیاط زیارتگاه بوده است. بنای این مسجد از آثار دوره صفویه است. بنا به اظهارنظر امامان جماعت مسجد، در سمت غربی حیاط امامزاده، غسالخانهای بوده است که آب آن از چشمهای به نام «چشمه خانم یزدی» تأمین میشد که تا اواخر دوره قاجار چشمه و غسالخانه وجود داشت.
منبع : shortevent.com
دور دنیا با یک کلیک
دشتی که از سمت شرق و شمال به جمهوری آذربایجان و از غرب به ارسباران و از سمت جنوب به شهرستان مشکین شهر محدود شده است. قسمتی از دشت مغان شمالی ترین بخش استان اردبیل و اکثر بخشهای آن در جمهوری آذربایجان قرار دارد.
مغان از سال ۱۳۵۵ از توابع توابع مشکین شهر در تقسیمات کشوری خارج شد و شامل سه شهر گرمی،بیله سوار و پارس آباد می شود و در حال حاضر بعنوان یک شهرستان مستقل به مرکزیت شهر گرمی محسوب می شد. قسمت شمالی دشت مغان به دشت همیشه بهار ایران معروف است. دشت مغان از قطبهای مهم دامپروری و کشاورزی ایران است. اقسام غلات، حبوبات و علوفه درسراسر دشت مغان زیر کشت می رود به همین خاطر مغان را انبار غله آذربایجان می گویند.
دشت مغان به سه قسمت کوهستانی، کوهپایه ای و جلگه ای قابل تقسیم است:
نواحی کوهستانی:
ارتفاعات جنوب، جنوب غرب و غرب که از ارتفاع حداقل ۱۰۰متر به سمت جنوب و غرببا شیب بیش از۱۰درصد برمیزان ارتفاع افزوده شده وتا حدود۷۰۰متر می رسد. قسمتهایی از بخش اصلاندوز،دهستان قشلاق غربی، بخش مرکزی و دهستان قشلاق شمالی جزو این نواحی هستند.
نواحی کوهپایه ای :
زمین هایی با ارتفاعی کمتر از۱۰۰متر متصل به کوهستان تا نزدیک جلگه که شیب زمین حدود ۱ تا ۱۰ درصد می باشد و برای کشاورزی ودامپروری وحتی سکونت مناسب و مساعد به حساب می آید. قسمتهایی از بخش تازه کند، بخش مرکزی، دهستان قشلاق شمالی و بخش اصلاندوز جزو نواحی.
نواحی جلگه ای:
درشمال دشت با شیب کمتر از ۵ درصد تا سواحل رود ارس که تاارتفاع حداقل ۳۰متر از سطح دریا در منتهی الیه شمال شرق منطقه در دهستان ساوالان ادامه می یابد، گسترش دارد که به علت خاک هایحاصلخیز و آبرفتی دانه ریز و رسوبی کلا زمینهای کشاورزی را تشکیل داده و جمعیت زیادی سکونت دارند.
محیط زیست دشت مغان:
در تالاب های دشت مغان انواع پرندگان کوچنده آبزی مثلقوی فریادکش، قوی کوچک،قوی گنگ، پلیکان خاکستری، اردک چشم طلایی، اردک تاجدار، مرکوس سفید، غاز خاکستری و بالکان کوچک قابل مشاهده است.
تپه نادر اصلاندوز، قلعه اولتان ،گورستان اصلاندوزمغان، گورستان کورلار کورعباسلوی مغان، برج قارلوجا، تپه خرمن، پل تاریخی خمارلو – مغان، زیستگاه خروسلوی مغان، زیستگاه آقابابا ، زیستگاه حسن دره سی، دریاچه سد شهرک مغان، سواحل زیبای آراز چایی (رود ارس)، جنگل های مغان از آثار تاریخی و جاذبه های طبیعی این منطقه هستند.
تپه نادری (نادرشاه افشار) اصلاندوز:
در جنوب غربی شهر اصلاندوز مغان در تلاقی رودخانه آراز (ارس) و قره سو (دره رود) قرار دارد. در تپه نادری ، نادرشاهسران کشور و بزرگان را به دشت مغان فرا خواند وانجمن بزرگی تشکیل داد که منجر به خلع شاه طهماسب دوم صفوی و رسیدن وی به تخت سلطنت شد.
قلعه اولتان:
قلعه اولتان در ۵۰۰ متری روستای اولتان، کنار رودخانه آراز (ارس) قرار دارد. دور تا دور قلعه اولتان دیوار بزرگ خشتی و آثار خندق بزرگی سه سمت آن را فرا گرفته، دیده می شود. بانیان نخستین قلعه اولتان، اشکانیان بوده اند و به واسطه استحکام و موقعیت مناسبی که این قلعه داشته تا قرن دوازدهم هجری از آن استفاده شده است.
گورستانهای قدیمی:
گورستان های قوش اوتران، قلی بیگلو، افجی، گدایلو و کرار کورعباسلو واقع، که مربوط به هزاره اول پیش از میلاددر نزدیکی اصلاندوزوجود دارند.
قیز قلعه سی:
دژ مستحکم و بزرگی در کنار رودخانه برزند در ۱۷ کیلومتری شمال گرمی مغان و یکی از قلعه های متعددیست که با نام قلعه دختر در سرتاسر کشور شناخته شده است. تاریخ این دژبه دوران اشکانی و ساسانی نسبت می دهند.
چشمه طبیعی مازافا و آب شفابخش سنگ کلیه و چوبان سنگی :
۲۰ کیلومتر پس از روستای صلوات بطرف مشگین شهر، تابلوی آبی ناخوانایی نام روستای مازافا را بر روی آن نوشته شده است. بعد از عبوراز وسط روستای مازافا، دو کیلومتر راه خاکی به چشمه آب معدنی مازافا میر سیم که به گفته خیلی ها درمان سنگ کلیه است.
عشایر مغان :
انسان های کوچ نشین، مهمان نواز، معصوم و سختکوش که در دامنه کوهها و پهنه دشتها پس از سپری شدن قرنها تبدیل به مردمانی خودکفا با فرهنگی اصیل شده اند و امروزه نیز مثل کوه استوار خود را حفظ کرده اند.
منبع:agencytravel.ir
دور دنیا با یک کلیک
کلیسای ننه مریم
کلیسای مریم مقدس در ارومیه واقع شده است و برخی از تاریخ شناسان این کلیسا را دومین کلیسای بزرگ جهان پس از کلیسای بیتلحم فلسطین میدانند. کلیسای ننه مریم نه نیمکت دارد و نه جایگاهی برای اعتراف و وعظ کشیش. سرت را که خم میکنی تا از در کوتاه کلیسا داخل شوی، چشمت به تابلویی میافتد که در آن نوشته: نعلینت را از پا بیرون کن، مکانی که در آن ایستادهای مقدس است.
داخل کلیسا اصلا به آنچه از کلیساهای دیگر در ذهن دارید شباهت ندارد. دالانهایی تودرتو که با سنگ و ملات درست شدهاند و سقفی کوتاه.
در بخشی از آن محرابی بسیار ساده و در عین حال نفسگیر وجود دارد که در پشت آن دالانی آبی رنگ و تزیین شده با عکس عیسی مسیح قرار دارد و هنگام مراسم کشیش در آنجا میایستد.
کلیسای ننه مریم با قالیهای دست بافت مفروش شده و فقط یک نیمکت کوچک برای سالمندان در انتهای سالن قرار دارد. محراب کلیسا اتاقکی گنبدی شکل و تو در تو است که فقط کشیشها حق ورود به آن را دارند. روی پله و طاقچه کوچک جلوی محراب تصویر مسیح در حالتهای مختلف و به شیوههای متفاوت به چشم میخورد.
از نقاشی و کوبلن دوزی مسیح به صلیب کشیده شده گرفته، تا تابلوی منبت کاری حواریون مسیح و مسیح در آغوش مریم مقدس و شمعهایی که چهره متبسم مسیح بر آن نقش بسته است. سمت راست محراب راهرویی است که زائران را به محل غسل تعمید و روشن کردن شمعها هدایت میکند. اتاقکی 12 متری و مزین به تابلوهای معقر و نقاشی و گلدوزی و کوبلن دوزی که مسیح را در هیاتهایی مختلف به تصویر کشیدهاند.
بر اساس روایت پژوهشگران مسیحی و آشوری این بنا ساختمان فعلیاش متعلق به دوران ساسانی است. قبلا این کلیسا، آتشکده زرتشتیان بوده. هنگام تولد مسیح، موبدان زرتشتی ساکن این معبد، ستارهای درخشان را در حال حرکت به سوی شرق میبینند، آن را نشانهای از تولد منجی وعده داده شده مییابند و به طرف اورشلیم روانه میشوند.
این موبدها پس از بازگشت به ارومیه، آتشکده را مبدل به کلیسا کرده و در آنجا دین مسیح را بشارت میدهند.
کلیسای ننه مریم در طی قرون مختلف مورد مرمت قرار گرفته که معروفترین مرمت آن از سوی یک شاهزاده چینی به نام " بافری" انجام شده است. بر اساس متون تاریخی شاهزاده بافری در سال 642 میلادی برای ملاقات با اسقف اعظم نینوا به بینالنهرین میآید و از آنجا به ارومیه رفته و مدتی در این کلیسا مقیم میشود و آن را مرمت میکند.
کلیسای ننه مریم صحن نسبتا بزرگی دارد که از سال 1342 شمسی برجی جدید نیز به عنوان سالن برگزاری مراسم رسمی به آن اضافه شده است. این کلیسا بیشتر به عنوان محلی برای دعا و نیایش و یک بنای تاریخی حفظ شده است. کلیسای ننه مریم، کلیسای شرق آشور هم نامیده میشود و از قدیمیترین کلیساهای ایران و جهان به شمار میآید.
منبع : delgarm.com
دور دنیا با یک کلیک
مقبره پیر پالان دوز
مقبره پیر پالاندوز (محمد عارف عباسى)
این مقبره در قسمت شمال شرقى مجموعه حرم حضرت رضا (ع) قرار دارد و شامل بنایى چهارگوش با گنبدى بر فراز آن، و ایوانى آجرى در مقابل است. در داخل بقعه، شاهنشینى است که در بالاى آن، یزدىبندىهایى اجرا شده که در اصل داراى نقاشى بوده است، و به داخل بقعه جلوه ی خاصى مىبخشیده است. بدنههاى بنا، از دوران صفویه، داراى تزئینات نقاشى بوده که بر اثر گذشت زمان و نفوذ رطوبت، جز بخش کمى از آن که مرمت و ثابت گردیده، بقیه از میان رفته است. در زیر کاسه ی گنبد نیز ترنج زیبایى با نگارههاى گیاهى نقشاندازى شده است.
نماى خارجى بنا به ایجاد طاقنماهاى تیزهدار آجرى و پشتبغلهاى کاشى و قابهاى مستطیل تزئینى بر فراز آنها، در عین سادگى، منظرهاى زیبا دارد. سطح گنبد پیازى شکل فراز بنا که بر روى گردنى استوانهاى شکل استوار شده، داراى پوشش سادهاى از کاشى فیروزهاى است. شکل کلى بنا و بازماندههاى نقاشىهاى درون آن، بنا را اثرى از دوران صفوى معرفى مىکند که در سال 985 هـ.ق ساخته شده است. تاریخ مزبور، بر کتیبه ی سنگ سفید مربعى کنده شده است.
شخصیت به خاک سپرده شده در این بقعه، با توجه به نوشته ی سنگ مزارش، «محمد عارف عباسی»، از عرفاى سلسله ی ذهبیه است. لقب «پالاندوز» از این رو به او داده شده که براى گذران زندگى خود، با وجود مقام والایى که نزد مردم داشته، به کار پالاندوزى اشتغال داشته است. از این شخصیت، قرآن هفتسورهاى در دست است که به خط خوش ثلث نوشته شده است و حکایت از توانایى او در کار خطاطى دارد.
آنچه بهتر است بدانیم:
ذهبیه شاخه ای عرفانی از پیروان معروف کَرخی و نجم الدین کفبری بوده اند که از سده هفتم قمری به بعد شیوخی چون میر سید علی همدانی، خواجه اسحاق خَتَلانی و سید عبدالله برزش آبادی پیشوایی این فرقه را بر عهده داشته اند. سید عبدالله که از اعقاب امام سجاد علیه السلام و نسل بیستم وی بوده عمده عمرش را در قریه بفرزش آباد مشهد گذرانیده و به سال 872 قمری درگذشته و در همان روستا مدفون شده است.
از زمان سید عبدالله به بعد پیروان وی خصوصاً به ذَهَبیه شهرت یافته و عمدةً روی به تشیّع نهاده اند. ششمین قطب سلسله ذهبیه پس از سید عبدالله برزش آبادی همین شیخ محمد کارندهی بوده است، چنان که در این باره گفته اند:
هم زختـلانی بـه عبدالله رسید برزش آبادی است آن شاه جدید
شیخ رشید الدین بفدوازی دگـر شیخ شاه اسفـرایینی برشمـر
شیخ حاجی محمد آمد شـاه کل آن خبوشانی است یا بستان گل
شیخ غلامعلی دگـر من بعد او شیخ تاج الدین حسین آمد از او
شیـخ درویش محمد کـارندهی بود خفـاف آن شهنشـاه ولی
منبع: tebyan.net
دور دنیا با یک کلیک
از مسجد براثا چه می دانیم؟
در غرب بغداد، روستایی به نام براثا وجود داشت که اکنون محلّه ای از شهر محسوب می شود و پیشینه آن به قبل از اسلام باز می گردد. براثا از کلمه «برثیا»، به معنای «بیرون» گرفته شده است ویژگی های مسجد براثا که به آن فضیلت و برتری داده، چنین است:
1. امام علی(علیه السلام) در سرزمین براثا چند روزاقامت کرد. در سال (37هـ .ق.) هنگامی که در جنگ خوارج، از منطقه نهروان به کوفه باز می گشت، در راه، به سرزمینی در نزدیکی براثا رسید و پرسید: نام این سرزمین چیست؟ گفتند: زوراء.
فرمود: از این سرزمین دوری کنید؛ زیرا ممکن است فرو رود. راه خود را ادامه دادند و به سرزمین دیگری رسیدند، فرمود: این سرزمین چه نام دارد؟ گفتند: بحرا. در آنجا هم توقف نکرد و به راه خود ادامه داد. پس از اندکی، از دور شبحی دیده شد، نزدیکتر که آمدند، دیدند آن سیاهی، صومعه راهبی(مسیحی)، به نام حباب است. راهب که سر و صدای لشکریان را شنید، از صومعه بیرون آمد. امام علی(علیه السلام) به راهب گفت: «می خواهیم در این مکان پیاده شویم». راهب گفت: «خیر، شما و لشکرتان، این سرزمین را ترک کنید.»
حضرت علّت را پرسید. راهب پاسخ داد: «در کتاب ما آمده است: در این سرزمین هیچ کس توقف نمی کند، مگر اینکه پیامبر یا وصی او باشد و بخواهد با لشکر خود در راه خدا بجنگد.»
حضرت در جواب سخنان راهب فرمود: «من وصیّ سیّد الانبیا هستم و نیز سید اوصیایم.»
راهب با تعجب پرسید: «شما از بزرگان قریش و وصی محمدبن عبدالله هستید؟»
امام جواب داد: «آری، من همان شخص هستم.»
راهب گفت: «خبر شما را در انجیل دیده ام که در این سرزمین پیاده خواهی شد. اکنون شما در سرزمین براثا هستید؛ جایی که روزگاری خانه مریم و عیسی بوده است.
امام در جواب فرمود: «صبر کن ای راهب و دیگر سخن نگو»، سپس حضرت نزدیک محلی رفت و با پای خود خاک را کنار زد و گفت: «این چشمه حضرت مریم است» و آنگاه به لشکریان دستور داد 17 ذراع خاک را کنار زدند، ناگهان سنگ سفیدی ظاهر شد، امام فرمود: «مریم، عیسی را بر روی این سنگ نهاد». سپس امام روی همان سنگ نماز خواند و خیمه اش را روی آن نصب کرد و چهار روز در آنجا اقامت فرمود و در این مدت روی همان سنگ مشغول عبادت بود. راهب با همین ملاقات، اسلام آورد و گفت: «أشهد أن لا إله إلاّ الله و أنّ محمّداً رسول الله و أنّک علیّ بن أبی طالب وصیّه». پس از آنکه حباب، مسلمان شد، حضرت دستور داد، صومعه را به مسجد تبدیل کند.
2. سرزمین مقدسی است که انبیای بزرگ الهی، چون عیسی و ابراهیم(علیهما السلام) در آنجا نماز خوانده اند.
3. خانه حضرت مریم و سرزمین حضرت عیسی(علیه السلام) در این سرزمین بوده است.
4. به جز امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) امام حسن و حسین(علیهما السلام) هم در آن سرزمین نماز خوانده اند.
5. محلّ دفن یکی از پیامبران الهی احتمالاً حضرت یوشع(علیه السلام) است.
6. طبق برخی روایات، بازگشت خورشید برای امام علی(علیه السلام) در سرزمین براثا نیز اتفاق افتاده است. جریان ردّ شمس برای امام علی(علیه السلام) مکرر اتفاق افتاد که از جمله در سرزمین براثا نقل شده است.
7. امام صادق(علیه السلام) فرمود: در کنار شما قبرستانی است که آن را براثا می گویند، از آن گورستان 120 شهید، که در رتبه شهدای بدر می باشند، محشور خواهند شد.
به دلیل این قداستِ تاریخی، به خصوص اقامت چند روزه امام علی(علیه السلام) در سرزمین براثا، شیعیان در آن محل مسجدی ساختند و این مکان را مقدس می شمردند. در طول سالهای فرمانروایی بنی امیه و بنی عباس، مسجد براثا از مهمترین پایگاههای تجمع شیعیان بود. در زمان مقتدر بالله (295 ـ 320هـ .ق.) خلیفه عباسی، رونق این مسجد به اوج خود رسید و این امر باعث حسادت و دشمنی بعضی علمای اهل سنت گردید، لذا نزد مقتدر عباسی رفته و دلایلی آوردند که امام علی(علیه السلام) در این مکان حضور نیافته است.
همچنین مقتدر عباسی را به خراب نمودن مسجد تحریک کردند و گفتند: شیعیان در آنجا صحابه را سبّ می کنند. خطیب بغدادی در کتاب تاریخ بغداد در این باره می نویسد:
«در موضع معروف به براثا، مسجدی بود که در آن مردمی منسوب به تشیع برای نماز و دعا تجمع می کردند. خبر به مقتدر بالله، خلیفه عباسی بردند که رافضیها در این مسجد جهت سب صحابه تجمع می کنند و قصد خروج از طاعت خلیفه دارند. وی دستور داد در روز جمعه شیعیان مراجعه کننده را دستگیر و مسجد را خراب کنند.»
به دستور مقتدر، مسجد براثا با خاک یکسان شد و تا سال (328هـ .ق.) به همان صورت باقی بود. در سال (328هـ .ق.) و در زمان خلافت الراضی بالله، شیعیان به بَجکَم ماکانی شکایت کردند، به فرمان وی مسجد براثا بازسازی و بر وسعت آن افزوده شد و نام «الراضی بالله» را بر سر درِ مسجد حک کردند.
در 12 جمادی الاولی سال 329، مسجد براثا مجدداً بازسازی و افتتاح گردید. خلیفه، برای اینکه مسجد براثا را از انحصار شیعیان در آورد و جنبه عمومی به آن بدهد، احمدبن فضل هاشمی را که اهل سنت بود، به امامت مسجد منصوب کرد و در همین روز، نخستین نماز جمعه، پس از بازسازی اقامه شد. مردم بغداد؛ اعم از شیعه و سنی در نماز جمعه مسجد براثا به طور گسترده شرکت کردند. المتقی بالله، منبری که نام هارون بر روی آن حک شده بود، را در قبله گاه مسجد براثا قرار داد. با ظهور سلسله آل بویه و رونق گرفتن اماکن مقدس شیعیان در عراق، مسجد براثا نیز اهمیت ویژه ای یافت. در فتنه بغداد در سال (349هـ .ق.) که در تمام محله های شهر بغداد، نماز جمعه تعطیل بود، در مسجد براثا نماز جمعه با شکوه و عظمت برگزار می شد.
شیعیان عراق هیچ وقت از مسجد براثا چشم نپوشیدند و با وجود اینکه خطیب نماز جمعه سنی بود، در نماز جمعه شرکت می کردند. در سال (420هـ .ق.) ابو منصور، خطیب نماز جمعه مسجد براثا که از طرف القادر عباسی منصوب شده بود، در یکی از خطبه ها، نام امام علی(علیه السلام) را مقدم نکرد و نیز در پایان خطبه ها گفت: خدایا! مسلمانان و هر کسی که علی(علیه السلام) را مولای خود می داند بیامرز! وی با این جمله، به شیعیان توهین و آنان را از مسلمانان جدا کرد. نمازگزاران شیعه که به شدت از حرف خطیب ناراحت شده بودند، به طرفش سنگ انداختند. پس از این واقعه، تا چند هفته نماز جمعه تعطیل گردید.
درگیری های فرقه ای، طغیان رود دجله و... موجب ویرانی کامل مسجد براثا شد به طوری که در سال 450هـ .ق. مسجد براثا کاملاً متروک شد. علی بن عیسی اربلی و یاقوت حموی که در قرن هفتم از محل مسجد دیدن کرده اند، از ویرانی کامل مسجد براثا خبر داده اند. این وضع تا سال 914هـ .ق. که شاه اسماعیل صفوی بغداد را فتح کرد، ادامه یافت. او فرمان داد مسجد براثا را بازسازی کنند. پس از آن، مسجد براثا مأوا و پناهگاه شیعیان شد و تا کنون هم پایگاه نمازگزاران شیعه است.
منبع:
ره توشه عتبات عالیات
shamsa.ir
دور دنیا با یک کلیک