سفر به دنیای بیگانه + تصاویر
اشکال خاص و دیدنی صخرهها در غارهای زیر زمینی شرق اتریش با تابش نور بر سطح آنها تداعی کننده سفر به دنیای بیگانه است.
اکتشافات در اعماق غارهای زیر زمینی در منطقه Obir Tropfsteinh در شرق اتریش می تواند به محققان در یافتن علت بروز تغییرات آب و هوایی کمک می کند.

محققان با استفاده از تجهیزات پیشرفته علمی میزان چکیدن آب، تشکیل قندیل ها و صخره ها را مورد بررسی قرار می دهند؛ همچنین نقشه ای از عبور جریان آب از درون صخره های کوه آلپ طی میلیاردها سال در حال تهیه است و برای کشف منابع زیر زمینی درون غارها از رنگ های فلورسنت استفاده می شود.



منبع:ایسنا
دور دنیا با یک کلیک
5 مکان از عجیب ترین مکانهای دنیا!! +عکس

جهان مملو از چیزهای عجییب و غریب است و چه کسی در حقیقت بهتر از ما قادر به دانستن آن میباشد؟ از فرقه غیر معمول و سنتهای خاص و مختلف، حیوانات غیر عادی و ترسناک تا خلقت انسان های عجیب و شگفت انگیز، اینها یک لیست بی پایان از عجیب ترین چیزهای که در دورترین نقاط جهان پنهان باقی مانده میباشد. ما در اینجا شما را به یک سفر به پنج مکان از بدترین مکانهای دنیا میبریم که بی شک شما را شگفت زده وگاهی هم میترساند.
تالاب ترانک در جزایر مایکرونیزیا
ارواح اسرار آمیز تالاب ترانک همیشه یکی از محبوترین جاذبه های گردشگری میان کاوشگران و غواصان بوده است. بخش زیادی از نیروهای نظامی ارتش ژاپن اکنون در اعماق آبهای این تالاب خوابیده اند. این هواپیما در سال 1944 سقوط کرد و به عمق آب فرو رفت. وقتی که در اعماق این آبها شنا میکنید به اشیاء، لاشه کشتی ها وا جساد به جا ماننده برخورد میکنید. تقریبا به مدت 25 سال هیچکس بدلیل حدودا هزار بمب کشف نشده اجازه غواصی در این مکان را نداشت.

موزه تاریخی پزشکی موتر در فیلادلفیا
موزه پزشکی –پاتولوژی موتر که شامل تجهیزات قدیمی پزشکی و نمایش اقلام زیست محیطی است، شهرت زیاد این موزه به خاطر اسکلت های ترسناک وا ستخوان آویزان شده از قفسه ها و طبقات، جمجمه افراد مشهور، جسد زنی که بدنش در جایی که دفن شده تبدیل به موم شده، دوقلوهای بهم چسبیده مشهور با یک کبد مشترک، قسمتهای از بدن افراد سرشناس و همه نوع چیزهای ترسناک و عجیب را در این موزه میتوان یافت.

مرداب مانچاک واقع در لوزیانا
مرداب مانچاک که بنام مرداب ارواح نیز شهرت دارد در لوزیانا واقع شده است. گفته میشود این مکان توسط ملکه ودوو زمانیکه او را در اوایل قرن20 به زندان انداختن نفرین شده است. نتیجه این کار ناپدید شدن سه دهکده بوسیله طوفانی شدید در سال 1915 بود. این مکان بوسیله کشتی های حامل توریست در حالی که روی مرداب شناورند و نور مشعل راهشان را روشن کرده و درختان کهن سرو و رشته های خزه که از درختان آویزانند آنجا را احاطه کرده است.

گورستان پاریسی در فرانسه
سردابی واقع در پاریس که شهرت آن بخاطر زیر زمینی که ظروف مخصوص نگهداری استخوان مردگان در آن است میباشد، استخوانها و اسکلتهای بسته بندی شده مانند اجناس داخل یک انبار در دو ضلع یک راهرو قرار گرفته اند. این مکان حدود 187 کیلومتر از بخش زیرین کل شهر را دربر گرفته است، همچنین نوشته هایی به چشم میخورد که بطور کلی شامل تاریخ فرانسه میشود. هوای اینجا خشک است و به همین دلیل فساد و پوسیدگی در آن بسیار ناچیز است. این مکان توسط ماموران بازرسی پلیس برای مدتی به دلیل افسانه ها و شایعاتی از قبیل: گروه کثیری از مردگان و خون آشام ها بسته شد. اگرچه آنها بوسیله هیچ کسی دیده نشده اند.

چرنوویل در اوکراین
شهر متروک پرپیات در شمال اوکراین واقع شده است که در کیو ابلاست آن در سال 1970نیروگاه انرژی هسته ای چرنویل خانه های کارگران را درآنجا تاسیس کرد.حادثه چرنویل که بدترین حادثه اتمیغیر نظامیتاریخ جهان است در سال 1986رخ دادکه درآن موجب منفجر شدن راکتور شدکه این انفجار باعث انتشار مواد رادیو اکتیو در محیط وانفجار عظیم که باعث از بین رفتن راکتور شد.
وسایل و خانه های رها شده صدای جیر جیرلولاهای درهای باز آپارتمان ه اکه بوسیله باد به گوش میرسند همه شکل وحشت و مرده ای به شهر داده است.

منبع:seemorgh
دور دنیا با یک کلیک
گردشگری - در کره زمین جزیره ایستر همیشه به عنوان یکی از اسرار آمیزترین مکان ها شناخته شده است. جزیره ایستر جزیره ای است در اقیانوس آرام جنوبی که متعلق به کشور شیلی است. این جزیره با اینکه ۳٬۵۱۵ کیلومتر (۲٬۱۸۵ مایل) در غرب خاک اصلی شیلی قرار گرفته اما استانی جدا از منطقه والپارائیسو (Valparaíso) شیلی بشمار میآید. نزدیک ترین جزیره همسایه با جزیره ایستر به نام سالائی گومز (Sala-y-Gomez) که در ۴۰۰ کیلومتری شرق ایستر قرار دارد نیز جزء همان منطقه و استان بشمار می آید. نزدیکترین جزیره مسکونی به ایستر جزیره پیت کرن است که در ۲٬۰۷۵ کیلومتری (۱٬۲۹۰ مایلی) غرب ایستر قرار دارد. مساحت جزیره ۱۶۳٫۶ کیلومتر مربع و جمعیت آن ۳٬۷۹۱ نفر است (سرشماری ۲۰۰۲م). ۳٬۳۰۴ نفر از جمعیت جزیره در مرکز آن شهر هانگا روآ زندگی میکنند. جزیره ایستر بویژه بخاطر تندیسهای ۴۰۰ ساله عجیب باستانی خود معروف است. به این تندیسها که در راستای کرانه دریا به خط ایستادهاند موآی گفته میشود.

تاریخچه
ساکنان اولیه این جزیره ریشه پلی نزیایی دارند. (DNA گرفته شده از استخوان ها نیز این را تایید میکند) و به احتمال قوی آن ها از جزایر مارکوس و در ۳۱۸ میلادی به این جزیره آمدند. (آزمایش کربن از نیهای یافت شده در یک قبر این را تایید میکند). حدس زده شده که مهاجران اولیه که احتمالاً در دریا گم شده بودند، به تعداد کم (کمتر از ۱۰۰نفر) و در چند قایق به این جزیره آمدند. در زمان ورود آن ها بیشتر جزیره جنگلی و پر از پرندگان بوده و شاید مهمترین منطقه برای پرورش پرندگان در منطقه پلی نزیا بوده است. اولین بازدید کنندگان اروپایی این جزیره، سنت های شفاهی ساکنان اولیه این جزیره را ثبت کردند. در این سنت ها، جزیره نشینان ایستر ادعا کردهاند که یک فرمانده به نام «هوتو ما توآ» در یک یا دو قایق بزرگ به همراه همسر و خانواده اش به جزیره آمدند. در این افسانه و همچنین تاریخ دقیق سکونت اولیه این جزیره ابهام وجود دارد. ادبیات منتشره در مورد اولین سکونت جزیره ۳۰۰-۴۰۰ میلادی را عنوان میکند یا تقریباً زمانی که اولین انسانها در هاوایی سکونت گزیدند. برخی دانشمندان دیگر معتقدند که جزیره ایستر تا زمان ۷۰۰-۸۰۰ میلادی مسکونی نبوده. ساکنان اولیه این جزیره به نظر میرسد که از غرب و از جزایر مارکوس آمدهاند. این افراد با خود موز، سیب زمینی شیرین، نیشکر و گوش فیل آوردند. بر طبق افسانههای ثبت شده توسط مسیونرها در دهه ۱۸۶۰ این جزیره دارای سیستم طبقاتی مشخصی بوده است. یک شاه که دارای قدرت خدا مانند بوده، از زمان هوتو ماتوآ بر جزیره حکمرانی میکرده. قابل مشاهده ترین عنصر در فرهنگ این جزیره، تولید موآی حجیم و غول پیکر است که قسمتی از نیایش اجداد و نیاکان بوده است. موآیها دارای ظاهری متحدالشکل میباشند که در کناره تمام ساحل بر پا شدهاند و نشانگر اعمال حکومت مرکزی میباشد. علاوه بر خانواده سلطنتی، ساکنان این جزیره شامل کشیشان، سربازان و تجار بوده. آخرین شاه، به همراه خانواده اش به عنوان بردگان در دهه ۱۸۶۰ در معادن پرو مردند. پس ازآن شاه یک نشانه سمبلیک پیدا کرد.
نام
قدیمیترین نام شناخته شده این جزیره، Te Pito Ote Henua به معنی مرکز جهان بوده است. در دهه ۱۸۶۰، دریانوردان تاهیتی به جزیره نام Rapa Nui دادند به معنی راپای بزرگ و این به خاطر شباهت جزیره به یکی دیگر از اجزای پلی نزیا به نام Rapa Iti به معنی راپای کوچک بود. مشهورترین نام این جزیره یعنی ایستر(Easter) به خاطر اولین بازدید ثبت شده اروپاییان توسط Dutch Admiral بوده که در شنبه عید پاک ۱۷۲۲ اتفاق افتاد.

موقعیت
این جزیره در ۳۶۰۰ کیلومتری غرب شیلی واقع شده. جزیره ایستر یکی از جزایر مسکونی منفرد جهان میباشد. این جزیره تقریباً مثلثی شکل است و مساحت آن ۶/۱۶۳ کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 3.791 نفر دارد. این جزیره متشکل از ۳ کوه آتشفشانی میباشد.

فرهنگ
مردم ایستر در طول تاریخ سیستم خط تصویری ویژه خود بوجود آوردند. دست نوشتههای آن ها نیز مانند ابعاد دیگر جامعه دور افتاده و مرموزشان هنوز قابل فهم نیستند. هرگز روی جزیره بیش از ۷۰۰۰ نفر زندگی نکرده اند. حدودا بعد از سال ۱۶۰۰ م فرهنگ آن ها به طور ناگهانی و با شدت رو به زوال نهاد. مهم ترین مظهر فرهنگی جزیره ایستر، موآیها هستند که ۲۸۸ تای آن روی سکوهای عظیمی به نام آهو، ایستادهاند. فاصله این سکوها از هم حدود یک و نیم مایل است و یک نوار تقریباً سراسری به دور جزیره بوجود آورده اند. ۶۰۰ موآی دیگر، که در مراحل مختلف تکامل هستند، در سرتاسر جزیره پراکندهاند. حتی در معادن و کنار جادههای قدیمی و کنار ساحل. بسته به اندازه و وزن موآیها، تخمین زده میشود که بین ۵۰ تا ۱۵۰ نفر برای حمل آن ها توسط غلطک های چوبی و سورتمه روی آن نیاز بوده. برخی از موآی ها دارای کلاه یا تاج های قرمز رنگی هستند که دلیل آن نامشخص است ولی برخی از باستان شناسان می گویند که اینگونه موآیها مفهوم آیینی خاصی داشتند و یا شاید برای یک طایفه یا خانواده بخصوصی مقدس بوده اند.بر طبق آخرین تحقیقات باستان شناسانی، ۸۸۷ مجسمه سنگی یکپارچه در موزه و در جزیره شناسایی شده است.

آهو (Ahu)
تقریباً در امتداد تمای خطوط ساحلی به جز ارونگو و پویکو پنینسولا میتوانید سکوهایی به نام آهو را بیابید. اصل و منشأ آن ها به قربانگاه های قدیمی پلی نزیایی برمی گردد که به ابعاد بسیار بزرگ تری توسعه یافته است. از ۳۱۳ آهو باقیمانده تنها ۱۲۵ تا از آن ها یک موآی را حمل میکنند. آهویی که در تونگاریکی بزرگ ترین و بیشترین موآی را یعنی مجموعاً ۱۵ عدد دارد.
دیوارهای سنگی
یکی دیگر از مثال های سنگی این جزیره دیوارهای مشهور در «ویناپو» (Vinapu) میباشد. که بدون استفاده از ملات ساخته شده و بدقت سنگ ها با هم چفت شدهاند. این موضوع کاملاً شبیه دیوارهای تمدن اینکاها در پرو است.

خانههای سنگی
تعداد ۱۲۳۳ خانه سنگی ما قبل تاریخ که «توپاً (Tupa) نامیده میشود، وخانه مرغ ها (Hare Moa) که بعداً بوجود آمد، برجسته ترین خانههای به جامانده در این جزیرهاست. خانههای سنگی حدود ۶ متر عرض با ساختاری استوانهای شکل و سقفی طاقدار میباشد. ورودی این خانهها بسیار پایین است و وارد شدن تنها با سینه خیز رفتن امکان پذیر است. در سال ۱۸۸۲، آلمان ها چند خانه را حفاری کرده و باقیماندههای انسانی در داخل خانهها پیدا کردند. مردم محلی به آن ها گفتند که این مکان ها، استراحتگاه شاهان و روسای جزیره ایستر بودهاند. هر خانه دو حفره کوچک داشت. اگر روح یک دشمن از یکی از آنها وارد شد، روح مرحوم بتواند از دیگری فرار کند. نکته قابل توجه اینست که تعداد باقیمانده خانههای سنگی و موآیها تقریباً نزدیک به هم است و این شاید به این معنی است که برای هر شخص که در یک خانه سنگی دفن میشده، یک موآی ساخته میشد. استفاده خانههای سنگی به عنوان قبر، به نظر میرسد که همزمان با تولید موآی و زوال نیایش اجداد و نیاکان متوقف شد. در طی آشفتگی قرن ۱۸، به نظر می رسد که جزیره نشینان شروع به دفن مردههایشان میان خانههای آهوس (سکوی موآی) کردهاند و از خانههای سنگی به عنوان پناهگاه مرغ ها استفاده کردند.

حقایق ثبت شده
جزیره ایستر به دست روسای قدرتمند قبیله اداره میشد. در طول دوره ای که جزیره رو به زوال نهاده بود، یک سیستم عجیب برای انتخاب رئیس قبیله، بوجود آمد. قوی ترین جنگجویان تا جزایر همسایه، جایی که پرنده دریایی مهاجر، چلچله سیاه، تخم گذاری میکند، شنا میکردند. آن ها به دنبال اولین تخم فصل، جزیره را جستجو میکردند. اولین جنگجویی که یک تخم پیدا میکرد به مدت یکسال رئیس قبیله میشد.
رونگورونگو
وجود یکی از دستخط های رمز ناگشوده جزیره ایستر که رونگورونگو (Rongorongo) نامیده میشود، توسط یک مسیونر فرانسوی در سال ۱۸۶۴ گزارش شد. در آن زمان ، چندین جزیره نشین ادعا می کردند که که میتوانند آن را بخوانند اما تمام تلاش ها بی نتیجه ماند. با توجه به اینکه تنها یک قسمت کوچک از جمعیت باسواد بودند، رونگورونگو یک امتیاز حکومت کردن بر خانوادهها و کشیشان بوده است. از صدها میز و صندلی و وسایل چوبی که رونگورونگو روی آن حکاکی شده، تنها ۲۶ عدد سالم مانده و تمام آن ها در موزههای سراسر دنیا است و هیچ کدام در جزیره نمیباشد. تمام تلاش ها برای رمز گشایی این متن بی حاصل بوده است. انجمن علمی حتی نمیتواند بگوید که آیا رونگورونگو یک شکل نوشتاری است یا نه. اگرچه افسانهها میگویند که هوتوماتوآ میزهای اولیه را با خود به این جزیره برای اولین بار آورد. همچنین اینگونه احتمال داده میشود که در معرض قرار گرفتن جزیره نشینان با نوشتههای غربی در طی بازدید اسپانیاییها در سال ۱۷۷۰ موجب شده تا آن ها از شیوه حکومت و قانونگذاری آن ها الهام گرفته و رونگورونگو را به عنوان یک ابزار مذهبی ایجاد کنند.


منبع:lastsecond.ir
دور دنیا با یک کلیک
سایت «تریپ ادوایزر» در گزارشی به معرفی پنج مقصد گردشگری در پنج کشور جهان پرداخته که طی سالهای اخیر بیشترین آمار خودکشی بهویژه خودکشی گردشگران را به خود اختصاص دادهاند.
سایت «تریپ ادوایزر» در گزارشی به معرفی پنج مقصد گردشگری در پنج کشور جهان پرداخته که طی سالهای اخیر بیشترین آمار خودکشی بهویژه خودکشی گردشگران را به خود اختصاص دادهاند.
** «برج ایفل» ـ فرانسه

«برج ایفل» در شهر پاریس، پایتخت فرانسه، تا سال 1929 میلادی مرتفعترین ساختمان جهان بود و در حال حاضر در کنار موزهی لوور و کاخ ورسای، یکی از سه جاذبه اصلی پایتخت فرانسه به شمار میرود. برج ایفل توسط معماری به نام «گوستاو ایفل» در سال 1889 میلادی به عنوان هستهی مرکزی نمایشگاه بینالمللی پاریس ساخته شد.
این برج تا 10 سال پس از ساخت بدون آسانسور بود و بازدیدکنندگان مجبور بودند برای دیدن منظرهی شهر پاریس از هزاران پله بالا بروند تا اینکه در سال 1899 میلادی برج ایفل به آسانسور مجهز شد. برج ایفل در سالهای بعدی به میلههای حفاظتی به منظور جلوگیری از اقدام به خودکشی بازدیدکنندگان مجهز شد، هرچند تا به حال نزدیک به 500 نفر با پرتاب کردن خود از این برج اقدام به خودکشی کردهاند.
** «پل گلدنگیت»ـ آمریکا

«پل گلدنگیت» روی تنگهای در شمال آمریکا که خلیج سانفرانسیسکو را به اقیانوس آرام متصل میکند، در سال 1937 ساخته شد و تا سال ۱۹۶۴ با طول 2737 متر، طولانیترین پل معلق دنیا به حساب میآمد. این پل جاذبهی نخست گردشگری شهر سانفرانسیسکو و یکی از جاذبههای گردشگری کشور آمریکا است، اما طی سالهای اخیر حدود 300 گردشگر با پرت کردن خود از این پل و یا دو برج آن، اقدام به خودکشی کردهاند. این در حالیست که در زمان ساخت این پل که چهار سال به طول انجامید، 30 نفر به دلیل وزش بادهای شدید از پل سقوط کرده و جان باختند.
** «آبشار نیاگارا» ـ مرز آمریکا و کانادا

«آبشار نیاگارا» در مرز دو کشور آمریکا و کانادا که در ماههای اخیر با نورپردازی زیبا، رشد چشمگیر گردشگران را به همراه داشته است، ترکیبی از دو آبشار بسیار بزرگ و یک آبشار کوچک است که بر روی رودخانهی نیاگارا واقع شدهاند.
از لحاظ موقعیت جغرافیایی آبشار نیاگارا در مرز ایالت نیویورک در کشور آمریکا و در جنوب استان اونتاریوی کانادا قرار دارد و تاکنون حدود 400 نفر با پرتکردن خود از این آبشار، خودکشی کردهاند. هرچند که تعدادی از آنها زنده ماندهاند.
** پارک ملی «گرند کنیون» ـ آمریکا

«پارک ملی گرند کنیون» در ایالت آریزونای آمریکا، یک درهی رنگارنگ بریده شده توسط رودخانهی کلرادو واقع در ایالت آریزونا است که از آن به عنوان یکی از تماشاییترین نمونههای فرسایش طبیعی در جهان نام برده میشود. از سالها قبل با راهاندازی یک سازه به شکل نعل اسب بر روی بخشی از این دره با کف شیشهای، بازدیدکنندگان این دره زیبا که بیشتر آنها گردشگر هستند، رشد چشمگیری یافته که در این میان حدود 200 تن با پرتکردن خود به عمق دره اقدام به خودکشی کردهاند.
** آبشار ویکتوریا ـ مرز زیمبابوه و زامبیا

«آبشار ویکتوریا» در مرز دو کشور زیمبابوه و زامبیا که در سالهای اخیر به واسطهی استقرار آرامش در زیمبابوه و زامبیا و برگزاری جامجهانی فوتبال در آفریقایجنوبی گردشگرانش رشد چشمگیری داشتهاند، با 1700 متر عرض، بزرگترین آبشار جهان به شمار میرود.
این آبشار سالهاست جاذبه اصلی گردشگری زیمبابوه و زامبیا محسوب شده و گردشگران میتوانند با استفاده از چندین فروند هلیکوپتر، آبشار ویکتوریا را از نزدیک مشاهده کرده و یا از پارک ملی زامبزی با مساحت 56 هزار هکتار که صدها گونهی جانوری و گیاهی را در خود جای داده دیدن کنند. این در حالیست که تاکنون حدود 150 نفر با پرت کردن خود از این آبشار خودکشی کردهاند.
منبع:خبرگزاری ایسنا
دور دنیا با یک کلیک
تصور شما از نامی شبیه «جزیره عروسک ها» چیست؟ یک نام فانتزی دخترانه که به دنیای کارتونی بچه ها مربوط می شود یا اسمی که احتمالا قرار است روی یک شهربازی گذاشته شود؟
مکزیکی ها پیش از آنکه این نام برای یک شهربازی دخترانه در نظر گرفته شود، آن را روی وحشتناک ترین جاذبه توریستی دست سازشان گذاشته اند! شهری که نماد گردشگری سیاه در مکزیک به شمار می رود و شما را به دیدن هزاران عروسک زشت حلق آویز دعوت می کند!
جزیره عروسک ها، با نام دون ژولیان سانتانا عجین شده است. مرد گوشه نشینی که دنیا و خانواده اش را ترک کرد تا پنجاه سال از عمرش را صرف ساخت چنین باغ وحشتناکی کند. اطرافیان دون می گویند که گوشه نشینی او درست از زمانی آغاز شد که او شروع به جمع آوری عروسک های کهنه از زباله دان های شهر کرد.

او همچنین بعضی از عروسک های باغ وحشتناکش را از طریق مبادله میوه های باغ با عروسک ها کهنه خریداری کرد تا با آویزان کردنشان از درخت ها، بازدید کننده ها را وحشت زده کند. ایده ای که این روزها در سینمای ژانر وحشت هالیوود هم جای خود را باز کرده است!
جزیره عروسک ها
خیلی ها معتقدند که انگیزه اصلی دون ژولیان از ساخت چنین باغی، راضی کردن روح دختربچه ای بوده است که سال ها پیش در کانال نزدیک منزل او غرق شد و دون ژولیان نتوانست او را نجات دهد. عده ای دیگر اما این باغ را یک اثر هنری سیاه می دانند که از بیماری های حاد روحی او نشأت گرفته است.

با تمام اینها، انگیزه دون ژولیان هر چه که بود، منجر به ساخت عجیب ترین جاذبه توریستی کشورش شد که اگرچه تماشای آن لذتی به گردشگران نخواهد داد، اما هر سال کنجکاوی هزاران توریست خارجی را بر می انگیزد تا به بهانه دیدن زشت ترین باغ دنیا هزینه زیادی را صرف سفر به مکزیک و جزیره عروسک ها کنند!
دون ژولیان افسرده، سرانجام در سال 2001 خود را در همان کانالی که شاهد مرگ دخترک بود، غرق کرد تا از آن تاریخ، باغ وحشتناک او بیشتر از گذشته مشهور شود و رسانه ها به زوایای پنهان زندگی او و انگیزه ای که از ساختن این باغ داشته بپردازند.

شاید نمونه ایرانی این ژانر از گردشگری را بتوانید در باغ درویش خان ببینید که البته هم در انگیزه های شکل گیری آن تفاوت چشمگیری با جزیره عروسک ها وجود دارد و هم در شخصیت سازنده اش. با این حال، وجه اشتراک این دو باغ، خلق یک جاذبه گردشگری خوفناک است که در اثر یک اندوه عمیق درونی خلق شده اند و در گذر زمان توانسته اند در حد و اندازه یک جاذبه گردشگری مطرح شوند.

باغ سنگی درویش خان در 40 کیلومتری جنوب شرقی سیرجان قرار گرفته و از 40سال پیش که زمین زراعی درویش خان دستخوش اصلاحات ارضی شد، به این شکل درآمد.
درویش خان به نشانه اعتراض و در واقع به خاطر رنجی که از این اتفاق کشید، درختهای باغش را که دیگر خشک شده بودند، در جای دیگری کاشت و سنگهایی را از کوههای اطراف جمع کرد تا میوه درختان ازدست رفتهاش باشند؛ کاری که باعث شد خیلیها بگویند پیرمرد چون نتوانسته این حادثه را تحمل کند، مجنون شده است.

کرولال بودن درویشخان و اینکه نمیتوانست چیزی از گذشته و حالش بگوید هم باعث شده بود که اهالی روستا او را یک مرد عجیبوغریب بدانند. تا زمانی که چند سال پیش تعدادی گردشگر و مسافر، اتفاقی باغ سنگی را دیدند و این باغ به عنوان یک جاذبه گردشگری رونق گرفت.
منبع:tebyan.net
دور دنیا با یک کلیک